تبليغاتX
سرباز ايران
سرباز ايران

پندار نيك ، گفتار نيك ، كردار نيك


به نام ميهنم

دستگير شدم ...


به دستان ناپاك ناپدري

به قلاده هاي زنگ زده ي تازي گري


دستگير شدم ...


در اين مرداب خسته از بارش اشك

در اين آسمان مه آلود پر از حسرت و رشك


دستگير شدم ...


به پنجه هاي كفتاران تنديس سپيد

به پندارهاي مسخ شده در همان ديو پليد


دستگير شدم ...


به زنجير آنكه مرا مزدور خواند

خودش را صاحب خانه مرا بيگانه اي از دور خواند


دستگير شدم ...


چون براي خاك و ميهنم رفته بودم

دلخوش از شرم آن ناكس و بي حيا رفته بودم


دستگير شدم ...


كه نخوانم از ابوموسي و تنب كوچك و بزرگ

كه بمانم در انديشه هاي زر و قلب و بوس و باورهاي گنگ


دستگير شدم ...


پيش چشم مردمي كه آسوده گذشتند

از آن ره ، كه گويي ز خاكم ، ز ايران گذشتند ...


براي روز شاخاب پارس



پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391 |

 

سال 2571

« سال 2571 شاد باد »



دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390 |

 

مصدق - شعبان بی مخ

با نزديك شدن به 29 اسفند ماه و سالروز ملي شدن صنعت نفت ايران ، خواستم بخشي از جستار سال گذشته ي دوست ازيزم "رامين از تارنگار نوايران" رو براتون يادآوري كنم كه نزديك يك سال است كه ازش آگاهي ندارم . اين نوشته بخش كوچكي از جستار "سه لمپن خائن در تاريخ ما " است كه به ديد من يكي از بهترين و سودمند ترين گزارشها و نقدها بر رفتارهاي درونگروهي بخشي از مردم ايران در درازناي گاهنگارمان ميباشد.پيشنهاد ميكنم همه ي اين جستار را در آويد (لينك) زير بخوانيد :

http://ramin637.blogfa.com/8911.aspx


دکتر محمد مصدق بزرگمرد تاریخ ایران

در كودتاي 25 مرداد 1332 بنا بر نقشه ي سازمانهاي جاسوسي آمريكا و انگليس براي براندازي دولت مصدق، شاه فرمان بركناري مصدق را امضا كرد و رئيس گارد سلطنتي ، سرهنگ نصيري را موظف نمود تا با محاصره خانه ي نخست وزير فرمان را به وي ابلاغ كند. همچنين نيروهايي از گارد سلطنتي مامور بازداشت چند تن از وزراي دكتر مصدق شدند. ولي نيروهاي نگهبان نخست وزيري ، رئيس گارد سلطنتي و نيروهايش را خلع سلاح كرده و بازداشت نمودند.

   در روز ۲۸ مرداد ماه ۱۳۳۲ دولت‌های آمریکا و بریتانیا دست به کودتای دیگری زدند که این‌بار باعث سرنگونی دولت مصدق گشت. در این روز سازمان سیا با خریدن فتوای برخی از روحانیون و همچنین دادن پول به ارتشیان، ولگردان و اوباش تهران آنها را به خیابان‌ها کشانید. کودتاچیان توانستند به آسانی خود را به خانه دکتر مصدق برسانند و پس از چندین ساعت نبرد خونین گارد نگهبانی نخست وزیری را نابود کنند و خانه وی را پس از غارت کردن به آتش بکشانند. در روز ۲۹ مرداد دکتر مصدق و یارانش خود را به حکومت کودتا به رهبری سرلشگر زاهدی تسلیم کردند.    و اما شعبان بی مخ :   شعبان جعفری متولد محله درخونگاه در منطقه سنگلج در قلب شهر تهران بود او  که در میان لات‌ها و محله گردان‌های آن زمان به «شعبان بی مخ» و «شعبان درخونگاه» شهرت داشت. خود را از "دوستداران محمد رضا شاه پهلوی " و آیته الله کاشانی  می‌دانست، در درگیریهای قدرت در آنزمان طرف شاه و کاشانی را در مقابل دکتر محمد مصدق گرفت.  

شعبان بی مخ در حال رهبری چماقداران برای کودتا

در پی کودتای ۲۸ مرداد، وی نقش دست اولی با رهبری چماقداران و مزدوران لباس شخصی در پیروزی خیابانی طرفداران شاه و ارتش در مقابل نیروهای چپ و ملی طرفدار دکتر مصدق بازی کرد   در کودتای ۲۸ مرداد از دولتهای انگلیس و آمریکا برای سرنگونی دولت محمد مصدق پول گرفته بود   در همین حال شعبان جعفری خود را از مریدان آیت الله کاشانی و از حامیان و اعضای گروه فدائیان اسلام می‌دانست شعبان جعفری اعتقادات شدید مذهبی داشت و آن طور که اطرافیانش می‌گویند نماز و روزه اش تا آخرین سال حیات هم قطع نشد   


شعبان بی مخ در حال ضرب و شتم مردم در خیابان


مصدق پس از کودتای 28 مرداد در دادگاه نظامی محاکمه شد. او در دادگاه از کارها و دیدگاه‌های خود دفاع کرد. دادگاه وی را به سه سال زندان محکوم کرد. پس از گذراندن سه سال زندان، دکتر مصدق به ملک خود در احمد آباد رانده شد و تا پایان زندگی زیر نظارت شدید بود.   در سال ۱۳۴۲ همسر دکتر مصدق، خانم ضیاالسلطنه، در سن ۸۴ سالگی درگذشت. حاصل ازدواج وی و دکتر مصدق دو پسر و سه دختر بود.   در ۱۴ اسفند ماه ۱۳۴۵ ساعت ۶ صبح دکتر محمد مصدق بدلیل بیماری سرطان، در سن ۸۴ سالگی درگذشت. مصدق وصیت کرده بود او را کنار کشته‌شدگان ۳0تیر در ابن بابویه دفن کنند، ولی با مخالفت شاه چنین نشد و او در یکی از اتاقهای خانه‌اش در احمد آباد به خاک سپرده شد. 


شعبان بی مخ پس از کودتا با شاه و کاشانی


آسيب شناسي :

نظیر شعبان بی مخها را چقدر می شناسید ؟ آدمهائی با زور بدنی زیاد ولی تهی از مغز افرادی با فرهنگ بسیارپائین در ازای مبلغی بسیار ناچیز مردم بیگناه را مورد ضرب و شتم قرار می دهند چماقدارانی چون خود را دور خود جمع می کنند و بر پایه ایجاد رعب و وحشت فضای لازم برای ظالمین و خائنین را فراهم می سازند .   اگر شعبان بی مخها در سال ۳۲ نبودند بنا به گواهی اسناد منتشر شده سیا آمریکا و اینتلیجنس سرویس  انگلیس کودتا هرگز موفق نمی شد. کما اینکه در ۲۵ مرداد بعلت نبودن همین اوباش و اراذل شکست خورد . اگر دولت مصدق بر سر کار می ماند ایران ۵۹ سال پیش شاهد دموکراسی می بود .


یکشنبه بیست و یکم اسفند 1390 |

 

درود بر دوستان گرامي

به شوندِ كَرنت (عمل جراحي) چشم تا چندي از ديدار شما دوستان دور هستم

اميدوارم در پناه يزدان شاد و تندرست باشيد


*******************************************


سپاسگزارم از همه ي شما دوستاني كه به يادم بوديد و بهم پيام داديد .چون اكنون نميتوانم پاسخگوي مهر تك تك شما ازيزانم باشم ، اين پاسخ همگاني رو اينجا براتون نوشتم ... يك دنيا سپاس و درود براي همه ي شما ...


یکشنبه سی ام بهمن 1390 |

 

جشن سپندارمذگان 5 اسفند ماه باستاني (29 بهمن امروزي)

با درود به ياران تارنگارنويس ازيزم* . جستاري كه در زير مي بينيد را براي آگاهي رساني همگاني براي گرايش هم ميهنان به جشنهاي ايراني و دوري از فرهنگ بيگانه بويژه ولنتاين آماده كرده ام. روشن است كه در اين جستار از سره نويسي پرهيز كرده ام تا همه ي مردم بتوانند به آساني با آن پيوند يابند.

بهتر ديدم كه پس از يك سال و اندي تارنگار نويسي ، كارهاي كاربردي را آغاز كنم. از اين رو جستار زير را به گونه ي رنگي چاپ كرده و به فروشگاههايي كه هديه هاي ولنتاين ميفروشند ميدهم تا آنها هم به خريداران خود بدهند و پشت شيشه ي فروشگاهشان بزنند.

از شما همراهان و همدلان ازيزم نيز خواستارم اين كار را انجام داده تا براستي گامي بلند و كاربردي را براي شناساندن فرهنگ ايرانمان برداريم ...

ميتوانيد به مهرتان جستار را از همين بخش پايين ، رونوشت كرده و به گونه ي رنگي زيبا (دست كم سياه و سپيد) در يك برگ A4 چاپ كنيد و در فروشگاههاي شهرتان پخش نماييد .


* درباره ي واژه ي ايراني "ازيز" گفتنيست اَزيز هميستار (مخالف) واژه ي "زيز" به چم ِ (ناخشنود) مي باشد.
مانند اَمرداد كه هميستار مرداد است. واژه ي اَزيز ريشه در زبان كردي امروزي و زبان مادها دارد كه در فرهنگنامه ي هژار (واژگان كردي و مادي) آمده است .

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------


پنجم اسفند بر مبناي تقويم باستاني ايران زمين برابر با 29 بهمن بر مبناي تقويم كنوني


جشن مهر و عشق،روز زن ايراني،جشن سپندارمذگان خجسته باد



ايرانيان عزيز ، بدانيد كه نياكان ما در هزاران سال پيش مردماني شاد بوده اند و جشنهاي بسياري را در طول سال برگزار ميكرده اند .

يكي از اين جشنها ، جشن سپندارمذگان در پنجم اسفند ماه تقويم باستاني بوده است .

در تقويم باستاني همه ماهها 30 روزه بوده و 5 روز پاياني سال را پنجه ميگفتند.

از اين رو كمي تفاوت ميان تقويم پيشين و امروزي بوجود آمده است و جشن سپندارمذگان را 29 بهمن ماه در نظر ميگيرند كه برابر است با 5 اسفند ماه باستاني .


"سپندارمذ" لقب ملی زمین است. یعنی گستراننده، مقدس، فروتن. زمین نماد عشق است چون با فروتنی و گذشت به همه عشق می‌‌ورزد.

"سپندارمذگان" جشن زمین و گرامی داشت عشق است که هر دو در کنار هم معنا پیدا می‌‌کردند. در این روز زنان به شوهران خود با محبت هدیه می‌‌دادند.

مردان نیز زنان و دختران را بر تخت شاهی نشانده، به آنها هدیه داده و از آنها اطاعت می‌‌کردند.

جشن "سپندارمذگان" یا "اسفندگان"، روز گرامیداشت زنان در ایران باستان بوده است.


ولي شوربختانه ايرانيان امروز با داشتن چندين هزار سال تمدن از داشته هاي خود ناآگاهند و جشن بيگانه ي ولنتاين را بخوبي مي شناسند !

شايسته است كه آنچه خود داريم را بيشتر شناخته و در شناساندن و گسترش آن كوشا باشيم.


یکشنبه بیست و سوم بهمن 1390 |

 

پيشواز جشنهاي باستاني بهمن ماه

بادکنکهاي سرخ
شال سرخ
روسری و كلاه سرخ
پیراهن سرخ
کیف سرخ


بياييد از اندوه سامه (شرايط) ي بد كنوني كشورمان رها شده تا بخود يادآوري كنيم كه ما بدنبال داشتن ايراني سرافراز و شاد هستيم و بي شك به آن خواهيم رسيد.
پيشاپيش براي راندن فرهنگ بيگانه بكوشيم و پشتوانه ي پربار و ديرين مان را دوباره زنده كنيم.
10 بهمن جشن بزرگ سده در راه است . جشن پيدايش آتش . آتش گرماده و روشنايي بخش.
جشني كه در سرماي زمستان و تاريكي اين روزگار ايرانمان ميتواند نويد روشنايي و گرما و رهايي از تاريكي باشد .

بياييد فرياد كنيم اين روز را در گوش سوگ پرستان





29 بهمن ماه روز سپندارمذگان ایران باستان جشن مهر و گرامیداشت دلداده هاست. در این روز زنان به شوهران خود ارمغان می دادند. مردان نیز زنان و دختران را بر تخت شاهی نشانده، به آنها پيشكش داده و از آنها پيروي می کردند.
این روز ، روز عشق و مهرورزی است هر فردی برای نمايش مهر خود به اَزیزانش دَهشي می دهد ، همسر، خواهر، برادر، ... 
 
در راستای سخنرانیهای سید حسن نصراله رهبر حزب اله لبنان و عرب خواندن ایرانیان و نادیده گرفتن فرهنگ پربار ایران باستان .... روز 29 بهمن ماه را به جای 26 بهمن ولنتاین فرنگیان ...جشن می گیریم...
هم ميهنان دلداده در این روز از بامها و بالکنها و پنجره ها ... بادکنکهای سرخ را به هوا می فرستند....
همه شادیم و به ایرانی بودنمان سرافراز ...
آسمان ایرانمان را با بادکنکهای سرخ ... دلبرانه می بینیم
بادکنکهای سرخ .. نماد مهر و آزادگی ایران اَزیزمان...
پوشاك سرخ بر تن كنيم و شاد زيستي را فرياد ...
به مهر خود تلاش کنید تا آنچه خود داریم را بنمايانيم ، نه رونوشت از باختر و نه از تازي. تنها خودمان باشیم.

بیایید ولنتاین را با روز سپندار مذگان ایران باستان جایگزین کنیم


چهارشنبه پنجم بهمن 1390 |

 

روز ملي زبان پارسي

هفتم دي ماه سال1434 هخامنشي (254 خورشيدي) روزي كه يعقوب ليث پس از 220 سال تاخت و تاز زبان تازي در ايران ، زبان پارسي را زبان آييني و ديواني همه ي ايرانيان خواند ...  يادش گرامي باد ...



«‌ هفتم دي ماه روز ملي زبان پارسي را گرامي ميداريم »










آرامگاه يعقوب ليث صفاري در دزفول


چهارشنبه هفتم دی 1390 |

 

شب چله


7032 سال از زايش مهر ، ايزد نگهبان آفتاب ، گذشت ...


" شب چله " خوش و خرم ...






ایرانیان باستان با این باور که فردای شب چله با دمیدن خورشید، روزها بلندتر می‌شوند و تابش نور ایزدی افزونی می‌یابد، پايان پاییز و آغاز زمستان را شب زایش مهر یا زایش خورشید می‌خواندند و برای آن جشن بزرگی برپا می‌کردند و از این رو به دهمین ماه سال دی (به معنای روز) می‌گفتند که ماه زايش خورشید بود.

اين شب در خراسان به "شب چله" نامي و دارای پیشنیه دیرینه‌ای است و مردم در این شب با شركت در شب نشینی‌های بلند و خوردن گونه هاي میوه مانند هندوانه، انار و خربزه و خشكبار تلاش در بهتر گذراندن بلندترین شب سال دارند.
بردن هدیه به خانه اروس (عروس) با نام "شب چله‌ای " از دیگر مراسم اين شب در استان خراسان به ویژه خراسان جنوبی است.
یكی از آیین‌های ویژه شب چله در استان خراسان جنوبی برگزاری مراسم "كف زدن" است. در این مراسم ریشه گیاهی به نام چوبك را كه در این دیار به "بیخ" نامي است، در آب خیسانده و پس از چند بار جوشاندن، در كاسه بزرگ سفالی به نام "تغار" می‌ریزند. مردان و جوانان فامیل با دسته‌ای از چوب‌های نازك درخت انار به نام "دسته گز" آبگون (مایع) را آنقدر هم می‌زنند تا به مانند كف درآید و این كار باید در جاي سرد انجام گیرد تا آبگون (مایع) كف كند.
كف آماده شده با پيوستن به شیره شكر آماده خوردن شده و پس از آراستن با مغز گردو و پسته برای پذیرایی مهمانان برده می‌شود. در این میان گروهی از جوانان پيش از خوردن كف‌ها با پرتاب آن به سوی همدیگر و مالیدن كف به سر و صورت یكدیگر شادی را به گرد مهمانان می‌افزایند.


ولي در استان اسپهان نیز از پيشين، آیین‌های ویژه‌ای وجود داشته كه كم و بیش هنوز هم دنباله دارد . به باور اسپهاني های پيشين، زمستان به دو بخش "چله" و "چله‌كوچیكه" بوده است كه زمان چله از آغاز دیماه تا ‪ بهمن بود اما "چله كوچیكه" از دهم بهمن آغاز می‌شد و تا سی بهمن دنباله داشت. آیین برگزاری شب چله در اسپهان در دو شب به دو نام "چله زری" (ماده) و"عمو چله"(نر) بخش می‌شود.  آیین شب چله در شهر اسپهان خانوادگی برگزار می‌شده است و با پهن كردن سفره‌ ای با عنوان "سفره شب چله"، این شب را گرامی می‌داشتند
هندوانه به‌ نماي گرد كه برونش سبز و درونش سرخ است و نماد خورشید ميباشد، در جايگاه ارزنده ترين میوه بر سر سفره چله جاي می‌گیرد. از دیگر بخشهای این آیین در اسپهان پهن كردن پوشاك و رخت خوابها در هوای آزاد بویژه در برابر خورشید براي خوش آمدگویی به "عمو چله" و "چله زری" بوده است.


در استان كرمانشاه نیز كه از شهرهای باستانی و كهن ایران زمین است، شب یلدا از جایگاه ویژه‌ای در میان مردم برخوردار است و همواره با مراسم زیبا و با شكوهی همراه است. مردم استان كرمانشاه براساس آیینی كهن در این شب بیدار می‌مانند تا با چكامه خواندن، داستان گفتن، فال حافظ گرفتن و آجیل خوردن با مادر جهان در زادن خورشید همراهی و همدردی كنند. میوه‌هایی نیز دراین شب خورده می‌شود كه به گونه‌ای نمادی از خورشید است مانند هندوانه سرخ، انار سرخ، سیب سرخ و یا لیموی زرد، داستانهایی از مهر جاودانه شیرین و فرهاد، رستم و سهراب، داستان حسین كرد شبستری و خواندن سروده هاي زیبا و دلنشین شامی كرمانشاهی در گذشته ، بستر رنگين شب چله در كرمانشاه بود.
آن روزها افراد فامیل بنا بر رسمی دیرینه به خانه بزرگترین فرد فامیل كه معمولا پدر بزرگ و مادر بزرگ بودند می‌رفتند و با تكاندن برفهای زمستان از لباس هایشان در گرمای آرامش بخش كرسی فرو می‌رفتند. افراد فامیل بر سر یك سفره باهم شام می‌خوردند و بر روی سفره مخصوص این شب خوردنیهای متنوعی چیده می‌شد.


مردم استان زاهدان نیز بر مبناي یك آيين دیرینه در شب چله در خانه بزرگ خاندان خویش گردهم می‌آیند و به داستانهايي كه پدربزرگ‌ها و مادر بزرگ‌ها برایشان ميگويند گوش می‌دهند.
برگزاری جشن‌ها و نشست‌های خانوادگی همراه‌باگروهی از باورهاي افسانه ای، شبی به ياد ماندني را برای خانواده‌های زاهدانی به‌ ويژه كودكان ونوجوانان فراهم می‌كند. گفتن داستان، گرفتن فال حافظ، بازی‌های گروهي مانند گل یا پوچ و گفتن بزله را از سرگرمی‌های شب چله در این استان ميتوان برشمرد.

استان آذربایجان‌ نیز به نام یكی از تيره های زرخیز ایران زمین برای زنده نگه داشتن این شب بیادماندنی برای خود آيين ویژه‌ای دارند كه به پاره‌ای از آنان اشاره می‌شود. بيشتر مردم آذربایجان در شب چله "هندوانه چله" (چیلله قارپیزی) می‌خورند و باورمندند باخوردن هندوانه، لرز و سوز سرما به تنشان راه نداشته و سرمای زمستان را حس نمی‌كنند.
در بیشتر شهرها و روستاهای آذربایجان آيين بر این است كه كسانی كه نامزد هستند در بازه ي نامزدی در این شب برای نامزدهای خود "خوانچه " می‌فرستند و هر خانداني در هر چه بهتر بودن این خوانچه‌ها كمك می‌كنند. درون اين خوانچه‌ها از شیرینی، پرتقال، سیب، انار، هندوانه، آیینه و پارچه كه با پولك و تور تزیین می‌شود پر شده است . هنگام شامگاه، زنان فامیل پيشكشي براي یادگاري به خانه داماد آورده و به جشن و پایكوبی می‌پردازند.
سپس خوانچه های آماده را بر سر افرادی كه شناخته شده گذاشته و روانه خانه اروس می‌كنند ..


شب چله تهران نیز با میوه‌های تازه پاییز ، میوه‌های خشك شده تابستان آجیل ويژه شب چله، شیرینی و هندوانه به بامداد می‌رسید. تهرانیان پيشين درهمه جشنهاي خود آيين زيباي گردهمايي در منزل بزرگتر خانواده را نگه می‌داشتند. از آيين چله تهران، خوردن میوه‌های تابستانی مانند هندوانه است كه به شوندِ نزدیكی بازار ورامين با تهران، میوه هندوانه در خوراكی‌های شب چله ي تهرانیان جايگاه ويژه اي دارد.
آجیل شب چله نیز از دیگر خوراكيهاي تهرانی‌ها است كه نشانی از باورهاي مردمان تهران گذشته به ويژگيهاي گوناگون میوه‌های خشك شده است كه با نماد "آخشیج "(تضادها) كاربرد داشته است. ولی تهرانی‌ها شب چله را همه ساله جشن می‌گیرند تا آيينهای زیبای پيشين در لابلای زندگی نوگرايانه شهرنشینیشان نگهداري شود.



سه شنبه بیست و نهم آذر 1390 |

 

شترنگ (شطرنج) زمونه

برنامه هاي فرمانروايان خاور و باختر در ايران كنوني از دهها سال پيش كليد خورد .
آنچه كه به نگر ميرسد ، برنامه هايشان درباره ي آينده ي ايران ، دگرگوني ساختار خاكي كشورمان است ،
كه در اين باره بدنبال سود ها و بهره هاي خود هستند ...
از پيرامون 25 سال پيش ، نمايش تازه در ايران آغاز شد .
با پيدايش انديشه ي پوچ پان تركيسم كه از ساليان دور كليد زده شده بود و آغاز گسترش آن در بين مردم آذربايجان، آماج (هدف) اين نمايش را جدا سازي آذربايجان از ايران ميتوان پنگاشت (توصيف كرد).

در برابر آن از پيرامون همان سالها ، برنامه ي نزديك شدن ايران و افغانستان كليد زده شد !
بدين گونه كه تلاشي گسترده براي تيره گرايي ، اين بار براي پارسي زبانان رخ داد.
آمدن افغانها به ايران چشم گير شد .
در شبكه هاي راديويي پيشين انگلستان و شبكه ي كنوني پارسي زبان اين كشور ، برنامه ي گسترده اي براي نزديك كردن پارسي زبانان ايران و افغانستان آغاز شده است. (كه البته براي ما كمي خوشايند است !)

پس برنامه اينگونه به نگر ميرسد كه بايد آذربايجان از ايران جدا شده و بخشي از افغانستان به ايران افزوده شود !
همچنين بيم اين انگاره براي بخشهايي ديگر از ايران نيز ميرود ..
ميپندارم اين گربه ي آرام بايد در يك فرايند ناداني گروهي به يك دايناسور! دگرگون شود ...





ولي اين چينش تازه چه سودي براي زورمندان جهان دارد ؟!

شايد شنيده ايد كه براي هر كشور جهان سومي بازه اي چند ده ساله در نگر گرفته اند.
انگاره (طرح) آنها بر اينست كه آذربايجان تازه جدا شده و نيازمند تركيه اي كه بازه اش رو به پايان است ، گلوبندي سنگين براي تركيه ي در حال پيشرفت باشد .
آذربايجان ما و كشور همسايه باهم پيوند بخورند و تركيه اي كه ناشيانه از اين جدايي پشتيباني ميكند ، ميبايست سالها هزينه كند براي رشد آذربايجان تازه !

مانند آلماني كه چرخه ي جهان اولي ها رو در جنگ جهاني به هم زده بود و برنامه اي براي او ريختند كه سالها پس بماند.
آلمان شرقي واپسمانده با فرو ريختن ديوار برلين گردن آويز آلمان غربي پيشرفته شد.
به او دستور دادند كه شهر برلين ويران بشود پايتخت آلمان تازه !

گردن آويزي كه براي ايران نيز در نگر گرفته اند جايي نيست جز : افغانستان
كه اگر به ايران پيوند بخورد سالها هزينه روي دست ايران خواهد گذاشت ...

هم اكنون نيز در ميان تازيان ، جنبش هايي براي در منجلاب فرو رفتن بيشترشان ديده ميشود.

آري بازه ي ما هم در حال به پايان رسيدن است ...
اين بار با تكيه بر باورهاي تيره گرايانه !

آنچه نگريستي و درخور انديشه است اينست كه كشورهاي نيرومند از سستي هاي هر كشور بهره ي بايسته ي خود را خواهند برد ...
در بازه ي پيشين ايران ، نقطه ضعف مردم ايران كليد واژه ي فروپاشي شد :  دين
اين بار از ناداني مردمي كه به پان تركيسم باور پيدا كرده اند بهره ي خود را خواهند برد .
ولي آيا ميتوان با اين ناداني و پي ورزي (تعصب) ، از انگاره هاي شوم آنان رهايي يافت ؟!

از پس پرده نگاه كن ...


پنجشنبه پنجم آبان 1390 |

 

پارسي ، يكاي تازه ي پول ايران



http://reform.cbi.ir/tabid/57/Default.aspx


جمعه دهم تیر 1390 |

 


سال 2571
پارسي را پاس بداريم

نويسنده : محمد رادمهر


 

 

 

اردیبهشت 1391
اسفند 1390
بهمن 1390
دی 1390
آذر 1390
آبان 1390
تیر 1390
فروردین 1390
آذر 1389
آبان 1389

 

به نام ميهنم
سال 2571
مصدق - شعبان بی مخ
جشن سپندارمذگان 5 اسفند ماه باستاني (29 بهمن امروزي)
پيشواز جشنهاي باستاني بهمن ماه
روز ملي زبان پارسي
شب چله
شترنگ (شطرنج) زمونه
پارسي ، يكاي تازه ي پول ايران

 

تاريكخانه (ستاره بينا)
سايه هاي خاكستري (شروين)
زندگی زیباست ای زیبا پسند (شهرام)
دخترك گل فروش نه كبريت فروش (سميرا)
بانوي ايران زمين (آناهيد)
بانوي شرقي
نو ايران (رامين)
پايگاه دل تپنده ي ايران پارسي:زادمهرپارسي(حسن توكلي رودسري)
كوروش بزرگ پدر ايران زمين (مهرگان)
پسر پارسي
اوستا (اردشير بابكان)
خرد پاك 4 (اهورا)
آرمين آرمان گرا
مهر باستاني من (آرتميس)
نسل اهورايي (نويد)
مرز پرگهر
تو را اي وطن دوست دارم (اشكان)
گردآفريد
ايرانشهر (خسرو حسين بختياري)
اين منم شهرام ارابه ران خورشيد
همه به يكصدا ما ايراني هستيم
مهتاب دختر پارسي
مرجع تاريخ و فرهنگ ايران (آرش ستوريان)
دنیای بی پروای من (1)
پسر ايران (بابك ايراني)
عشق آريايي (رضا)
شاخاب هميشه پارس (پارسيان)
درفش كاوياني (بانوي پارسه)
ايران براي تمام ايرانيان (الياس)
آزرمدخت
تاريخ سازان سرزمين پارس (كوروش)
تقدير (سامي)
آغازي براي ايران جاويدان (اوژن و كياشا)
خرد كيش (همايون)
بشنو از اين خموش (دليله)
هق هق دل (رامين علمداري)
درد دلهاي نسل من (برديا)
سرزمين من (مهسا)
فرهنگ و آيين (افشين)
سرباز وطن (علي)
سفری در بهشت گمشده (آرمان اهورايي)
انديشه ي مازيار (مازيار اشرفي)
آخرين سلحشور پارس
اَشويي (سوشيات بهدين)
سوز ساز (فريد)
كولاك (مرضيه)
هزاران گنج (شيوا)
پندار نيك (شيدا)
قناري شورشي (مهرداد)
خط خطي (آبرنگ)
انجمن شير و خورشيد سرخ ايران
آريومهر (امين)
30ياسي (رها)
مهسا و مهيار خان
پارس سرزمين اهورايي
سقوط یک امپراطوری (صورت زخمي)
تمدن ايران زمين (ايوب)
شاهنشاه هخامنشی(آرمین)
طوفان در پرانتز (باران)
سنگ صبور (محمد امين)
تلخ و شیرین (كيوان)
ایران باستان (يك ايراني)
سرگذشتيم (محسن)
مهريه يعني مرده خوري مفت خوري (مهدي سابقي فر)

 

 

RSS 2.0

.: Weblog Themes By Blog Skin :.


اسلایدر

دانلود آهنگ